تبلیغات
(¯`''•.* نسیم اندیشه *.•''´¯) - طرح تعالی مدیریت کیفیت مدار

طرح تعالی مدیریت کیفیت مدار


به نام خدا
 
موضوع :
 
مدیریت کیفیت جامع در مدارس
 
 
چکیده مقاله :
      دیدگاههای مختلفی در مورد شیوه مدیریت مدارس وجود دارد عده ای از مدیران مدارس ریشه بسیاری از مشکلات وراه حل های مدارس را درمنابع مالی،فیزیکی و بودجه آن میدانند این افراد  بیشترین توجه خود را به ورودی های سیستم  مدرسه معطوف می دارند عده ای دیگری اعلام می دارند که اگرچه توجه به منابع موجود در ورودی های سیستم ازاهمیت بالایی برخوردار است اما باید به فرایند سیستم توجه بیشتری معطوف داشت آنها در فرایند سیستم به محتوی ، روش ها ، چگونگی تدریس ، نحوه ی مدیریت وارزشیابی تاکید می نمایند .
در مدیریت کیفیت جامع که خود محصول مدیریت فرایند مداراست تلاش می کند برنامه ریزی استراتژیک را وارد رفتار روزانه مدارس کند در این روش که به مشارکت همه کارکنان تاکید می ورزد روش ها ، ابزارومدل های مناسبی برای بهبود بخشیدن به کیفیت کار مدرسه به مدیران وکارکنان ارائه می دهد که لازم است مدیران وکارکنان با آموزش این شیوه ها تغییرات عمده ای را در روشهای کاری خود بوجود آورند وهمزمان با این تغییرات برنامه ریزی مناسبی را معمول واجرا نمایند .
در این مقاله ضمن تاکید به مدیریت فرایند مدار وارائه تعریفی از مدیریت کیفیت جامع راهکارهایی را برای دستیابی مدیریت به این شیوه ارائه داده است .
 
 
مقدمه
از آغاز کار تعلیم وتربیت انسان نیز از روشهای مختلف مدیریت در امر آموزش بهره برده است اما از آنجایی  که تحولات اجتماعی جدید تغییراتی را در ابعاد مختلف جامعه از جمله در زمینه های مختلف فن آوری های اطلاعاتی وارتباطی ایجاد کرده خود به خود نیازهای جدیدی راهم بوجود آورده است لذا برای  پاسخگویی  به این نیازهای جدید افراد جامعه تغییرودگرگونی در روشهای مدیریت مدارس وتلاش  برای بهبود بخشیدن به کیفیت مدیریت مدارس ضروری است .
امروزه دراین دنیای درحال تغییر وپیشرفت ، مدارس نیاز به تغییر ودگرگونی دارند واین تغییر باید ابتدا در مدیریت ایجاد شود چرا که واقعیات امروز جامعه را نمی توان با روشهای دیروز فهمید بلکه باید با تجدید نظر در روشها وبرنامه های گذشته نظریه ها وروشهای نوینی را جایگزین کنیم .
مبحث كیفیت‌ در آموزش‌ و پرورش‌ و در مدارس‌ به‌تغییراتی‌ گفته‌ می‌شود كه‌ در رفتارهای‌دانش‌آموزان‌ بروز می‌كند. پس‌ تنها معیار معتبر كیفیت‌، تغییر رفتار مطلوب‌ دانش‌آموزان‌است‌. كیفیت‌ در مدارس‌ و در سطح‌ كلان‌ آموزش‌ و پرورش‌ جلب‌ رضایت‌ و حتی‌ خشنودی‌دانش‌آموزان‌ و والدین‌ آنان‌ است‌. زیرا به‌انتظارهای‌ ایشان‌ پاسخ‌ می‌دهد.
مدرسه‌ای‌ كه‌ از مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌ برخوردار است‌ به‌دانش‌آموزان‌، معلمان‌ و برآورده‌ شدن‌نیازها و خواسته‌های‌ آنان‌ توجه‌ ویژه‌ای‌ دارد. بنابراین‌ در مقابل‌ نیازهای‌ آنان‌ قادر است‌ ازخود واكنشی‌ سریع‌ نشان‌ بدهد و می‌تواند منابع‌ محدود خود را بر روی‌ فعالیت‌هایی‌ متمركزكند كه‌ به‌رضایت‌ ایشان‌ منتهی‌ می‌شود.
كیفیت‌ در آموزش‌ و پرورش‌ و مدارس‌ به‌تغییر یا تغییراتی‌ گفته‌ می‌شود كه‌ دررفتارهای‌ دانش‌آموزان‌ بروز می‌كند. تنها معیار معتبر كیفیت‌، تغییر رفتار مطلوب‌دانش‌آموزان‌ است‌. كیفیت‌ در همه‌ی‌ ابعاد رفتاری‌ دانش‌آموزان‌ ظاهر می‌شود یعنی‌ ازنوعی‌ جامعیت‌ و كلیت‌ برخوردار است‌  
كیفیت‌ بهتر كالاها و خدمات‌، نتیجه‌ فرایند مطلوب‌ آموزش‌ یا تعلیم‌ و تربیت‌ وبه‌عبارت‌ دیگر ناشی‌ از افزایش‌ دانش‌، نگرش‌ و مهارت‌ نیروهای‌ انسانی‌ است‌. از این‌رو خیلی‌ سریع‌ توجه‌ به‌كیفیت‌ و ارتقای‌ مستمر كیفیت‌ در نزد اهل‌ علم‌ و دانش‌،مؤسسه‌ها، مراكز علمی‌ و فرهنگی‌ از جایگاه‌ ویژه‌ای‌ برخوردار شد. دانشگاه‌ها،مدارس‌، مراكز علمی‌ و پژوهشی‌ جهان‌ هر روز با نوآوری‌های‌ جدید به‌دنبال‌ ارتقای‌كیفیت‌ خدمات‌ و ارائه‌ی‌ آن‌ به‌مشتریان‌ خود هستند. مؤسسه‌ها و شركت‌ها به‌خوبی‌این‌ نكته‌ را كه‌ رضایت‌ مشتریان‌ و گیرندگان‌ خدمات‌، توجه‌ به‌خواسته‌ها و نیازهای‌آنان‌، تأثیر مستقیم‌ در افزایش‌ درآمد و سود و اعتبار اجتماعی‌ آنان‌ دارد رادریافته‌اند. از طرف‌ دیگر با رشد دانش‌ و آگاهی‌ مردم‌، تنوع‌ نیازها و خواسته‌های‌آنان‌ و هم‌چنین‌ پافشاری‌ مردم‌ و حكومت‌ها برای‌ بازسازی‌ و بهسازی‌ گسترده‌ی‌ نظام‌آموزشی‌ و درسی‌، توجه‌ به‌كیفیت‌ نسبت‌ به‌گذشته‌ اهمیت‌ بیشتری‌ پیدا كرده‌ است‌
مدیریت کیفیت جامع
قبل از اینکه مدیریت کیفیت جامع را تعریف کنیم لازم است بدانیم مدارس کیفی جامع چیست؟
مدارس کیفی جامع محصول مدیریت فرایند مدار ومدیریت کیفیت جامع است دراین مدارس بین همه کارکنان ازجمله معلمان و دانش آموزان ارتباط مطلوبی   برقرار است   به معلمان ، دانش آموزان ، خانواده ها وکارکنان قدرت می دهند تا فرصت را برای توسعه ی کیفیت در مدرسه درک کرده وبا ابزارهای مدیریت موجبات توسعه مدارس را فراهم آورند دراین   مدارس همه کارکنان درغنی سازی وارتقای کیفیت مدرسه مشارکت دارند بهسازی همه ی عناصر وعوامل مدرسه ازجمله برنامه های درسی ، آموزشی ، امور پرورشی ، فوق برنامه ، منابع انسانی ارتباط با والدین وروش های ارزشیابی، اصول ناظر بر مدارس کیفی جامع  است .
مدیریت این مدارس فرایند مداراست وتلاش می کند برنامه ریزی استراتژیک را وارد رفتار روزانه مدارس کند این مدارس به رهبران ومدیران اثر بخش نیاز دارند مدیرانی که آینده گرا بوده  و دیدگاه های آینده را بررسی کرده وایده هایی را برای تغییر پیشنهاد کنند پذیرای ایده های جدید بوده وبرای دیگران بویژه دانش آموزان ومعلمان امید وخوش بینی ونشاط فراهم کنند.
اهمیت‌ و ضرورت‌ مدیریت کیفیت جامع
امروزه‌ بهبود كیفیت‌ در زمینه‌هایی‌ مثل‌ صنعت‌ و تولید، بهداشت‌ و آموزش‌ وپرورش‌ یك‌ ضرورت‌ محسوب‌ می‌شود. در قلمرو آموزش‌ و پرورش‌، به‌دلایلی‌ نظیركاهش‌ روزافزون‌ بودجه‌ها، پایین‌ بودن‌ سطح‌ دانش‌ و مهارت‌ دانش‌آموختگان‌ وپافشاری‌ مردم‌ و دولت‌ها برای‌ بازسازی‌ یا بهسازی‌ گسترده‌ی‌ نظام‌های‌ آموزشی‌،توجه‌ به‌كیفیت‌ اهمیت‌ بیشتری‌ پیدا كرده‌ است‌.
اقدامات‌ فزاینده‌ای‌ كه‌ در سطح‌ جهانی‌ از نظر خودگردان‌ كردن‌ مدیریت‌ مدارس‌،ارج‌ نهادن‌ به‌ابتكار عمل‌ مدیران‌ و طولانی‌ كردن‌ ساعات‌ درسی‌ و سال‌ تحصیلی‌صورت‌ می‌گیرد، از نشانه‌های‌ بارز این‌ توجه‌ است‌. در این‌ شرایط، صاحب‌نظران‌مدیریت‌ در آموزش‌ و پرورش‌، مفاهیم‌ (مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌) را با مختصری‌ تغییر وتعدیل‌، ابزارهای‌ مهمی‌ برای‌ بازسازی‌ نظام‌های‌ آموزش‌ و پرورش‌ قلمداد می‌كنند
كیفیت‌ در آموزش‌ و پرورش‌ و در مدارس‌ به‌تغییراتی‌ گفته‌ می‌شود كه‌ در رفتارهای‌دانش‌آموزان‌ بروز می‌كند. پس‌ تنها معیار معتبر كیفیت‌، تغییر رفتار مطلوب‌دانش‌آموزان‌ است‌. كیفیت‌ در مدارس‌ و در سطح‌ كلان‌ آموزش‌ و پرورش‌ جلب‌رضایت‌ و حتی‌ خشنودی‌ دانش‌آموزان‌ و والدین‌ آنان‌ است‌ زیرا به‌انتظار همه‌ی‌ ایشان‌پاسخ‌ می‌دهد. كیفیت‌ به‌معنای‌ داشتن‌ آموزش‌های‌ درست‌، مواد آموزشی‌ بدون‌ عیب‌،بدون‌ نقص‌ (حداقل‌ عیب‌ و نقص‌) پشتیبانی‌ صحیح‌ و دقیق‌ و دوستانه‌ی‌ معلمان‌ ودانش‌آموزان‌، پایدار كردن‌ و افزایش‌ طول‌ عمر یادگیری‌ است‌. در مدارس‌ كیفی‌دانش‌آموزان‌ و معلمان‌ در هر كجا كه‌ هستند از مدرسه‌ و فرایند آموزش‌ آن‌ دفاع‌می‌كنند و بر فرایند امور آن‌ نظارت‌ دارند.
 شبكه‌ بین‌المللی‌ نهادهای‌ تضمین‌ كیفیت‌ در آموزش‌ عالی‌ ، كیفیت‌ را انطباق‌ وضع‌موجود  با استانداردهای‌ از قبل‌ تعیین‌ شده‌ دانسته‌ و  كافمن‌ و هرمن‌  (1985)كیفیت‌ را متناسب‌ بودن‌ ویژگی‌های‌ عناصر با انتظارها تعریف‌ كرده‌اند. (فایگن‌ بام‌) (1951) می‌گوید این‌ كه‌ یك‌ محصول‌ بتواند با حداقل‌ هزینه‌ ممكن‌ هدف‌ مطلوب‌ راتأمین‌ كند، كیفیت‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌. (دمینگ‌) (1993) كیفیت‌ را حد قابل‌ پیش‌بینی‌می‌داند كه‌ بتوان‌ با حداقل‌ هزینه‌ به‌آن‌ رسید. (كزازبی‌)معتقد است‌ كیفیت‌، تطبیق‌ یك‌محصول‌ و خدمات‌ با الزامات‌ (ویژگی‌ها و استانداردهای‌) از پیش‌ تعیین‌ شده‌ است‌.در ضمن‌ كیفیت‌ را درجه‌ای‌ از برآورده‌ سازی‌ الزامات‌ توسط مجموعه‌ای‌ ازویژگی‌های‌ ذاتی‌ نیز تعریف‌ كرده‌اند
ارتقای‌ مستمر كیفیت‌و بهبود و بهسازی‌ فرایندهای‌ مختلف‌ در مدرسه‌ و توجه‌ وتمركز بر آن‌ یكی‌ از مهم‌ترین‌ عناصر مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌ است‌  مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌ یك‌ سفر یا راه‌ است‌ نه‌ یك‌ مقصد و همه‌ی‌ افراد باید در این‌نهضت‌ مشاركت‌ كنند. ایجاد چنین‌ حركت‌ مشاركتی‌ در مدارس‌، باتوجه ‌به ‌ویژگی‌های‌  نیروی‌ انسانی‌ و كاركنان‌ آن‌ كار چندان‌ دشواری‌ نخواهد بود.مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌ ‌ یك‌ حركت‌ و نهضت‌ همگانی‌ است‌.مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌ رویكردی‌ مشتری‌ محور، استراتژیك‌ و منظم‌ برای‌ بهبودمداوم‌ عملكرد است‌ودر بسیاری‌ از عرصه‌ها، آماده‌ی‌ برانگیختن‌ امیدواری‌ وتناسب‌ طبیعی‌ با آرزوی‌ رهبران‌ آموزش‌ و بهبود امور در مدارس‌ و جوامع‌ انسانی‌است‌  
دستیابی‌ به‌كیفیت‌ برحسب‌ تصادف‌ و یا از طریق‌ دستورهای‌ مدیریتی‌ حاصل‌نمی‌گردد و لازمه‌ی‌ آن‌ ایجاد تغییر در فرهنگ‌ رفتار مدیریتی‌ و تغییر نگرش‌ افرادنسبت‌ به‌مفهوم‌ كیفیت‌ است‌. فرایند ایجاد این‌ تغییرات‌ به‌اعمال‌ نوعی‌ خاص‌ ازمدیریت‌ - مدیریت‌ كیفی‌ جامع‌ - نیاز دارد  
TQM و مدیریت‌ فرایندمدار در مدرسه‌  
مدارس‌ به‌عنوان‌ یك‌ سیستم‌ اجتماعی‌، از طریق‌ ورودی‌ها و فرایندها،دانش‌آموختگان‌ را به‌جامعه‌ تحویل‌ می‌دهند پس‌ باید به‌فرایندها مدیریت‌ نمود یعنی‌بر تمامی‌ فعالیت‌هایی‌ كه‌ در مدرسه صورت‌ می‌گیرد، با این‌ هدف‌ كه‌ بدون‌ داشتن‌بازرسی‌های‌ مكرر در طول‌ انجام‌ كار، خطاها را مشخص‌ و برطرف‌ كرد تا در كیفیت‌محصول‌ بهبود مستمر حاصل‌ شود.
سؤالی‌ كه‌ در اینجا مطرح‌ می‌شود این‌ است‌ كه‌ محصول‌ چیست‌؟ آیا محصول‌(نتایج‌ واسطه‌ای‌) و یا حتی‌ برون‌داد نهایی‌ آموزش‌ است‌ یعنی‌ نمره‌های‌ كسب‌ شده‌ درطول‌ سال‌ دانش‌آموزان‌، تعداد فارغ‌التحصیلان‌، تعداد كسانی‌ كه‌ گواهینامه‌ دریافت‌كرده‌اند؟ اگر به‌آموزش‌ از دیدگاه‌ فراسوی‌ كلان‌ بنگریم‌، باید سعی‌ در بهبود پیامدهادر جریان‌ آموزش‌ نماییم‌. نباید بهبود كیفیت‌ را به‌نتایج‌ خرد و كلان‌ محدودكرد، بایدافزایش‌ اثرات‌ اجتماعی‌ دانش‌ آموختگان‌ را موردنظر قرار داد و در نهایت‌ هدف‌ ازبهبود كیفیت‌ در مدرسه‌ را در افزایش‌ خودكفایی‌ فردی‌، اعتماد به‌نفس‌، اتكا به‌خود درسطح‌ جامعه‌ و خودگردانی‌ افراد دنبال‌ كرد.
عوامل‌ مؤثر در مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌
1-مشاركت‌ مدیر مدرسه‌:
 مشاركت‌ مدیر از مهم‌ترین‌ عوامل‌ در نهضت‌ و حركت‌همگانی‌ TQMدر مدرسه‌ است‌، مدارس‌ موفق‌ در اجرای‌ مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌،موفقیت‌ خویش‌ را مرهون‌ مشاركت‌ و حمایت‌ مدیران‌ می‌دانند. این‌ امر مدیران‌ مناطق‌آموزش‌ و پرورش‌ و بالاتر را نیز شامل‌ می‌شود.
با مشاركت‌ مدیران‌ در بهبود كیفیت‌ (كیفیت‌بخشی‌ مدرسه‌)، سایر كاركنان‌ از جمله‌معلمان‌ نیز مشاركت‌ می‌كنند.
مدیران‌ مدارس‌، نیازمند سبك‌ رهبری‌ اقناعی‌ و نفوذ در قلب‌ و روح‌ كاركنان‌هستند. سبك‌ مدیریتی‌ كه‌ بر پایه‌ی‌ مشاركت‌، قابل‌ رؤیت‌ و استوار باشد و بتواند درمورد ارزش‌ها و راهبردها به‌صورت‌ كارآمد و درست‌ قضاوت‌ كند، نه‌ این‌ كه‌ صرفا برپایه‌ی‌ قدرت‌ فردی‌ مدیر. نكته‌ی‌ دیگر انگیزه‌ی‌ مدیر مدرسه‌ می‌باشد، شناسایی‌عواملی‌ كه‌ باعث‌ انگیزش‌ رهبری‌ مدرسه‌ می‌شود، بسیار مهم‌ است‌. شناسایی‌ این‌عناصر، اولین‌ نقطه‌ی‌ حركتی‌ و اولین‌ عامل‌ یادگیری‌ است‌. منشأ بزرگی‌ از یادگیری‌مدیران‌ بازدید و مشاهده‌ی‌ آنان‌ از مدارس‌ دیگر می‌باشد. مدارسی‌ كه‌ به‌  TQMتوجه‌دارند و به‌آن‌ عمل‌ می‌كنند و مدارسی‌ كه‌ مشاركت‌ كاركنان‌ را در دستور كار خود قرارداده‌اند.
2-گسترش‌ آگاهی‌ و درك‌ روشن‌ از TQM:
 مدیران‌ و همه‌ی‌ كاركنان‌ باید آنچه‌ كه‌درباره‌ی‌ TQM در آموزش‌ و پرورش‌ و فواید آن‌ در بهبود مستمر و اثربخشی‌ مدرسه‌مطرح‌ است‌ را به‌خوبی‌ درك‌ كرده‌ و نسبت‌ به‌آن‌ اعتماد و باور عمیق‌ داشته‌ باشند. این‌امر مستلزم‌ آن‌ است‌ كه‌ اولا همه‌ی‌ افراد آموزش‌ لازم‌ را دریافت‌ كرده‌ و ثانیا در عمل‌حلاوت‌ اجرای‌ مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌ در مدرسه‌ را بچشند.
آنچه‌ كه‌ بیش‌ از واژه‌ی‌ آموزش‌ مطرح‌ است‌، چگونگی‌ ارائه‌ی‌ آموزش‌های‌ لازم‌درباره‌ی‌ مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌ می‌باشد. این‌ كه‌ كاركنان‌ در یك‌ محل‌ جمع‌ شده‌ وبه‌طریق‌ آموزش‌ كارگاهی‌ آموزش‌ ببینند، كار پسندیده‌ای‌ است‌، لیكن‌ روش‌ بهتر، قرارگرفتن‌ كاركنان‌ در فرایند اجرای‌ مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌ در مدرسه‌ می‌باشد. آنان‌ دركمیته‌های‌ كاری‌ مرتبط به‌خودشان‌ عضو شده‌ و زیر نظر مدیر و معاونان‌ مدرسه‌ كه‌ قبلاآموزش‌های‌ لازم‌ را دیده‌اند به‌كار مشغول‌ می‌شوند. (یادگیری‌ بر بنیاد كار)شیوه‌ی‌مؤثری‌ در آموزش‌ و یادگیری‌ مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌ است‌. بدین‌ طریق‌ كاركنان‌ مدرسه‌در فرایند كار قرار گرفته‌ و خود فرایند به‌آنان‌ می‌آموزد كه‌ چه‌ باید بكنند. با این‌ روش‌ضمن‌ انجام‌ كار كیفی‌ در مدرسه‌، نسبت‌ به‌مدیریت‌ كیفی‌ جامع‌ آگاهی‌ یافته‌ و به‌آن‌معتقد و متعهد می‌شوند.
3-توسعه‌ی‌ دانش‌، نگرش‌ و مهارت‌ كاركنان‌:
 قدم‌ سوم‌ در توسعه‌ی‌ مدیریت‌كیفیت‌ جامع‌، توسعه‌ی‌ دانش‌، نگرش‌ و مهارت‌ كاركنان‌ است‌. هر چه‌ افراد دانش‌بیشتری‌ داشته‌ باشند، در گسترش‌ مدیریت‌ كیفی‌ جامع‌ در مدرسه‌ و اثربخشی‌برنامه‌ها موفق‌تر خواهند بود. دانش‌، با نگرش‌  و مهارت‌ ارتباط مستقیم‌ دارد. هرچه‌افراد دانش‌ بیشتری‌ كسب‌ كنند، نگرش‌ آنان‌ تغییر یافته‌ و با مهارت‌تر می‌شوند.
نوع‌ نگرش‌ و رویكرد نسبت‌ به‌مدرسه‌ می‌تواند موجب‌ تسهیل‌ در منابع‌ مدرسه‌ و یابالعكس‌ شود و مانع‌ در راه‌ توسعه‌ی‌ مدرسه‌ باشد. (مدیر درون‌دادگرا و وظیفه‌ای)همه‌ی‌ موفقیت‌های‌ مدرسه‌ را تنها در گروی‌ افزایش‌ ظرفیت‌ و ورودی‌های‌ سیستم‌مدرسه‌ می‌داند; در مقابل‌ (مدیر فرایندمدار) كه‌ علاوه‌ بر توجه‌ به‌ورودی‌های‌ سیستم‌بر فرایند نیز متمركز شده‌ و به‌اصلاح‌، بهبود و بهسازی‌ فرایند در مدرسه‌ می‌اندیشد.این‌ دو نگرش‌ و رویكرد كاملا با هم‌ متفاوت‌ هستند.
زایش‌ بسیاری‌ از موفقیت‌ها مرهون‌ تغییر در نگرش‌ و جهت‌ است‌. در بسیاری‌ ازمواقع‌ اگر جهت‌ را عوض‌ نكنید به‌رغم‌ افزایش‌ در ظرفیت‌ها و منابع‌، پیشرفتی‌نخواهید داشت‌. به‌عنوان‌ مثال‌، میز دفتر كارتان‌ كه‌ 2 متر طول‌ و 60 سانتی‌ متر عرض‌دارد را نمی‌توانید به‌صورت‌ افقی‌ و پهنا از در اتاق‌، حتی‌ با افزودن‌ تعداد نفرات‌ كمكی‌خارج‌ كنید، مگر این‌ كه‌ سمت‌ و جهت‌ میز را تغییر دهید. آنگاه‌ خواهید دید كه‌ با یك‌یا حداكثر 2 نفر این‌ كار انجام‌پذیر می‌شود.
مهارت‌ كاركنان‌ نیز كه‌ متأثر از توسعه‌ی‌ دانش‌ و رویكرد می‌باشد، كمك‌ می‌كند تابه‌جزئیات‌ كارها توجه‌ شده‌ و از ضایعات‌ و هدر رفتن‌ فرصت‌ها بكاهد  
4-اصلاح‌ و بهسازی‌ زیر ساخت‌های‌ سازمانی‌ مدرسه‌:
 یادگیری‌ اجتماعی‌ یكی‌ ازمشخصه‌های‌ مهم‌ مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌ است‌. یادگیری‌ اجتماعی‌ در مدرسه‌ رامی‌توان‌ نوعی‌ یادگیری‌ شبكه‌ای‌ یا یادگیری‌ از مدارس‌ دیگر، دانش‌آموزان‌، والدین‌،نهادهای‌ فرهنگی‌ جامعه‌، مدیران‌ و مسؤولان‌ مناطق‌ آموزش‌ در نظر گرفت‌: (مدیریت‌كیفیت‌ جامع‌ نوعی‌ تجربه‌ی‌ مستمر سازمانی‌ و اجتماعی‌)است‌ بنابراین‌ مدارس‌به‌تنهایی‌ نمی‌توانند راهكارهای‌ سازمانی‌ توسعه‌ی‌ مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌ را پیدا كنند.اصلاح‌ زیر ساخت‌های‌ سازمانی‌ توسعه‌ی‌ مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌ را پیدا كنند. اصلاح‌زیر ساخت‌های‌ سازمانی‌ مدرسه‌ اعم‌ از مجموعه‌ی‌ روش‌ها، مقررات‌ ودستورالعمل‌ها، آیین‌نامه‌ها، بهسازی‌ منابع‌ انسانی‌، توسعه‌ی‌ مناسبات‌ و ارتباطات‌سازمانی‌ را در توسعه‌ی‌ شبكه‌ی‌ اجتماعی‌ آن‌ تقویت‌ می‌كند.
 توجه‌ به‌عناصری‌ مانند ارتقای‌ كیفیت‌، گسترش‌ آموزش‌، اشاعه‌ و ترویج‌ دانایی‌ وعقل‌ و منطق‌، توسعه‌ی‌ فعالیت‌های‌ اجتماعی‌ مدرسه‌ و ارتباط متغیرهای‌ داخل‌سیستم‌ با پارامترهای‌ آن‌، دریافت‌ گواهی‌ استاندارد و توسعه‌ی‌ روش‌های‌ نوین‌،می‌تواند مدرسه‌ را در انجام‌ مأموریت‌هایش‌ یاری‌ دهد
5-عوامل‌ زیر ساختی‌ سازمانی‌ مدرسه‌:
 پیاده‌ كردن‌ مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌ درمدرسه‌، مستلزم‌ توجه‌ به‌مواردی‌ تحت‌ عنوان‌ عوامل‌ زیرساختی‌ سازمانی‌ است‌. این‌عوامل‌ زیرساختی‌ می‌توانند به‌شرح‌ زیر دسته‌بندی‌ شوند:
الف- پیاده‌ كردن‌ مدیریت‌ كیفیت‌ بخشی‌ مدرسه‌، مستلزم‌ تنظیم‌ اهدافی‌ مشخص‌ است‌ كه‌باید در راستای‌ اهداف‌ وزارت‌ آموزش‌ و پرورش‌ (مصوب‌ شورای‌ عالی‌ آموزش‌ وپرورش‌) باشد. اهداف‌ وزارت‌ آموزش‌ و پرورش‌ بسیار كلی‌ است‌ و مدارس‌ بایدبرحسب‌ دوره‌ی‌ تحصیلی‌ و با نگاه‌ به‌اهداف‌ كلی‌، اهداف‌ اختصاصی‌ و تفصیلی‌ وقابل‌ دست‌یابی‌ خود را تدوین‌ كنند.
ب- سازماندهی‌ در مدرسه‌ انجام‌ پذیرد و همه‌ی‌ كاركنان‌ در امور مختلف‌ به‌برنامه‌ریزی‌مدرسه‌ كمك‌ كنند و برای‌ پیاده‌ شدن‌ مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌ در مدرسه‌، پیشتاز شوند.
ج- دوره‌های‌ مختلف‌ آموزشی‌ (كارگاه‌های‌ آموزشی‌) به‌منظور تواناسازی‌ كاركنان‌مدرسه‌ برگزار شود.
د- برای‌ افرادی‌ كه‌ در پیاده‌ شدن‌ مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌ بیشتر تلاش‌ می‌كنند پاداش‌ وجوایزی‌ در نظر گرفته‌ شود  
دمینگ‌ یكی‌ از بزرگ‌ترین‌ نظریه‌پردازان‌ در مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌، دكتر دبلیو ادواردزدمینگ‌ است‌. او كنترل‌ آماری‌ فرایند (SPC) را به‌ژاپنی‌ها آموخت‌ و همیشه‌ این‌ نظررا حفظ كرده‌ كه‌ مدیریت‌ باید دركی‌ از انحرافات‌ آماری‌ داشته‌ باشد. آموزش‌ او منجربه‌كاهش‌ ضایعات‌ و دوباره‌كاری‌ها شد و به‌بهبود بهره‌وری‌ انجامید. دمینگ‌ اصرار دارد كه‌ تغییر سیستم‌ها و فرآیندها با مسؤولیت‌ مدیران‌ است‌ و آنان‌باید انحرافات‌ در سیستم‌ها و فرآیندها را با استفاده‌ از نمودارهای‌ كنترل‌ بشناسند وكنترل‌ كنند.
14 نكته‌ی‌ دمینگ فلسفه‌ای‌ برای‌ مدیریت‌  :
1 - ایجاد انسجام‌ و ثبات‌ در هدف‌ 2 - پذیرش‌ فلسفه‌ی‌ جدید 3 - حذف‌ نیاز به‌بازرسی‌ انبوه‌ 4 - متكی‌ نكردن‌ كسب‌ و كار به‌هزینه‌ 5 - بهبود مستمر 6 - نهادینه‌ كردن‌ آموزش‌ در ضمن‌ كار 7 - نهادینه‌ كردن‌ رهبری‌ 8 - حذف‌ ترس‌ 9 - درهم‌ شكستن‌ موانع‌ بین‌ بخش‌های‌ سازمانی‌ 10 - حذف‌ پرخاش‌ و نصیحت‌گری‌ 11 - حذف‌ استانداردهای‌ كار 12 - حذف‌ موانعی‌ كه‌ افراد خواهان‌ مهارت‌ كاری‌ را كنار می‌گذارد 13 - نهادینه‌ كردن‌ برنامه‌ای‌ محكم‌ برای‌ یادگیری‌ و خودبهسازی‌ 14 - همه‌ را به‌كار در زمینه‌ی‌ تغییر و تبدیل‌ واداشتن‌
  نقش‌ مدیران‌ در بهبود كیفیت‌ آموزش‌
برای‌ بهبود كیفیت‌ و بهسازی‌ آموزش‌، از طریق‌ بهبود فرایندهای‌ مدرسه‌، اولین‌موضوعی‌ كه‌ مطرح‌ می‌شود نقش‌ مدیران‌ مدارس‌ در بهبود مستمر كیفیت‌ و تكیه‌ برفرایندها است‌ كه‌ نقشی‌ بسیار شاخص‌ است‌ زیرا كه‌ عامل‌ اصلی‌ كنترل‌ افراد، فرایند یاسیستم‌ است‌. مسؤولیت‌ فرایند نیز با مدیریت‌ است‌. تقریبا همیشه‌ این‌ مدیریت‌ است‌كه‌ در آموزش‌ كاركنان‌ ناتوان‌ است‌. مواد و ابزار نامناسب‌ برای‌ كار فراهم‌ می‌كند،به‌طراحی‌ ضعیف‌ از فرایندها اقدام‌ می‌كند و از افراد انتظار دارد كه‌ در شرایط بد كاركنند اما وقتی‌ كاركرد ضعیف‌ است‌، همین‌ مدیران‌ خشمگین‌ می‌شوند (همان‌ منبع‌).
پس‌ ابتدا باید مدیران‌ نقش‌ خود را در بهبود مستمر كیفیت‌ و انجام‌ بهتر فعالیت‌هابپذیرند. برای‌ این‌ كار باید آموزش‌ مستمر و مداوم‌ برای‌ مدیران‌ وجود داشته‌ باشد.این‌ آموزش‌های‌ مستمر می‌تواند باور مدیران‌ را در مورد مدیریت‌ سنتی‌ تغییر دهد وآنان‌ با رویكردی‌ نو به‌بازاندیشی‌، بازسازی‌ و بازآفرینی‌ آموزش‌ بپردازند. در جهت‌مدیریت‌ فرایندمدار باید از شعار معروف‌ مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌ بهره‌ جست‌ و آن‌ایجاد رضایت‌ در مشتری‌ است‌. باید فعالیت‌های‌ مدرسه‌ در جهت‌ ایجاد رضایت‌ وپویایی‌ و نشاط مشتریانشان‌ كه‌ همانا فراگیران‌ هستند، باشد. البته‌ در عین‌ تمركز بردانش‌آموزان‌ در مدیریت‌ فرایندمدار رضایت‌ همه‌ی‌ كاركنان‌ مدرسه‌ به‌ویژه‌ معلمان‌مورد توجه‌ است‌.
 
اصول‌ مهم‌ در پیاده‌ كردن‌ مدیریت‌ فرایندمدار
پیاده‌ كردن‌ مدیریت‌ فرایندمدار در مدرسه‌ و برای‌ بهبود كیفیت‌ باید چند اصل‌ مهم‌و كلیدی‌ را بپذیریم‌: 1- درك‌ نیاز به‌ تغییر 2- داشتن‌ تفكر و برنامه‌ریزی‌ استراتژیك‌ برای‌ مدیریت‌ فرایندمدار باید مدیر، برنامه‌ریزی‌ استراتژیك‌ داشته‌ باشد. این‌برنامه‌ریزی‌ در سطوح‌ مختلف‌ صورت‌ می‌گیرد لیكن‌ در تمام‌ سطوح‌ نظام‌ آموزشی‌فرایند برنامه‌ریزی‌ استراتژیك‌ دارای‌ چهار مرحله‌ی‌ زیر می‌باشد. 3- تعیین‌ سطح‌ برنامه‌ریزی‌ 4- گردآوری‌ داده‌ها 5- برنامه‌ریزی‌ 6- اجرا و ارزیابی‌ 7- نتیجه‌ی‌ برنامه‌ریزی‌ استراتژیك‌ تفكر استراتژیك‌ است‌. دستیابی‌ به‌این‌ تفكر،مهم‌ترین‌ تجربه‌ای‌ است‌ كه‌ برای‌ مدیران‌ حاصل‌ می‌شود. بهبود و آینده‌ی‌ جامعه‌،مستلزم‌ انتخاب‌ این‌ شیوه‌ تفكر است‌   8- هدف‌گذاری‌ و تعیین‌ اهداف‌ واقعی‌ و قابل‌ دسترس‌ 9- پذیرفتن‌ خطاها و حركت‌ در جهت‌ از بین‌ بردن‌ آنها 10- توجه‌ به‌مشاركت‌ تمامی‌ افراد ذی‌نفع‌ در امر آموزش‌. شامل‌: دانش‌آموزان‌، اولیا،معلمان‌، برای‌ بهبود كیفیت‌ 11- اهمیت‌ دادن‌ به‌كار تیمی‌ و جایگزین‌ نمودن‌ كار تیمی‌ به‌جای‌ كار فردی‌ 12- تمایل‌ به‌ساده‌ نمودن‌ كارهای‌ پیچیده‌ 13- توجه‌ به‌تدریجی‌ و مستمر بودن‌ كیفیت‌بخشی‌ به‌آموزش‌ و پرهیز از كسب‌ نتایج‌آنی‌ و گسسته‌
  4 گام‌ چرخه‌ی‌ بهبود كیفیت‌
گام‌ اول‌: آمادگی‌ برای‌ برخورد با موضوع‌
در این‌ گام‌ باید تصمیم‌ گرفت‌ كه‌ روی‌ كدام‌ موضوع‌ باید كار كرد و چه‌ كسی‌ بایداین‌ كار را انجام‌ دهد، به‌عبارت‌ دیگر در این‌ گام‌ اولویت‌بندی‌ انجام‌ می‌گیرد با توجه‌به‌موقعیت‌ و وضعیتی‌ كه‌ در آن‌ قرار گرفته‌ایم‌ برای‌ تشخیص‌ موارد ذكر شده‌ می‌توان‌ ازابزارها، روش‌ها و مدل‌های‌ ارتقای‌ مستمر كیفیت‌ استفاده‌ كرد.
گام‌ دوم‌: روشن‌ كردن‌ وضعیت‌
در این‌ مرحله‌ باید به‌مشاهده‌، جمع‌آوری‌ داده‌ها و سپس‌ تحلیل‌ داده‌ها پرداخت‌.تقریبا همیشه‌ بهتر است‌ كه‌ این‌ كار با ترسیم‌ نمودار از فرایند آغاز شود. به‌این‌ ترتیب‌مسأله‌ را مستقیما می‌توان‌ روشن‌ كرد. پس‌ از این‌، فرایند را ضمن‌ جریان‌ كار آن‌ باید دید. در ادامه‌ لازم‌ است‌ كه‌ به‌تحلیل‌فرایند پرداخته‌ شود. شیوه‌های‌ تحلیل‌ فرایند جهت‌ پاسخ‌ به‌این‌ سؤال‌ كه‌ دلایل‌ ممكن‌برای‌ اینكه‌ امور آن‌چنان‌ كه‌ مطلوب‌ است‌ نمی‌گردند، چه‌ هستند؟ را می‌توان‌ برگزید.یك‌ شیوه‌ی‌ مفید برای‌ رسیدن‌ به‌پاسخ‌ چنین‌ سؤالی‌ شیوه‌ی‌ پنج‌ چرا است‌. در مواردپیچیده‌ نیز می‌توان‌ از نمودار علت‌ و معلولی‌ بهره‌ جست‌.
گام‌ سوم‌: ایجاد جنبش‌
پس‌ از تحلیل‌ جامع‌ وضعیت‌ باید كوشید تا فرایند را چنان‌ تغییر داد كه‌ بهبود موردنظر حاصل‌ گردد. در این‌ گام‌ باید برنامه‌ریزی‌ و اقدام‌ لازم‌ انجام‌ شود. در واقع‌ در این‌گام‌ كوشش‌ می‌شودكه‌ راه‌ حل‌های‌ مختلف‌ انتخاب‌ و از بین‌ آنها بهترین‌ راه‌ حل‌ بهبود،انتخاب‌ و اجرا گردد. در بررسی‌ راه‌ حل‌های‌ ممكن‌، تا آنجا كه‌ ممكن‌ است‌ باید ازشیوه‌ی‌ توفان‌ فكری‌ استفاده‌ كرد.
گام‌ چهارم‌: ریشه‌داركردن‌ تغییرات‌
تا اینجا موضوع‌ها انتخاب‌، وضعیت‌ را مشاهده‌ و تحلیل‌ راه‌ حل‌های‌ ممكن‌ رافراهم‌ و آزمایش‌ كردیم‌. حالا باید این‌ تغییرات‌ موفق‌ وارد روند انجام‌ كار گردند.نتایج‌ حاصل‌ تثبیت‌ و استاندارد شده‌ از طریق‌ برنامه‌های‌ آموزشی‌ وارد فرایند گردند ودوباره‌ چرخه‌ از نو آغاز شود و بهبود مستمر در كیفیت‌ به‌صورتی‌ پویا تداوم‌ یابد.
 
 
 
 
 
 
 
نتیجه‌گیری‌
   مشاركت‌ برای‌ بهبود مداوم‌ كیفیت‌ جامع‌ در مدارس‌ زمینه‌های‌ اجرای‌ TQM قبل‌ ازاجرا، مشاركت‌ مدیر مدرسه‌، گسترش‌ آگاهی‌ و درك‌ روشن‌ از مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌ وایجاد باور عمیق‌ در كاركنان‌ نسبت‌ به‌آن‌، توسعه‌ی‌ دانش‌، نگرش‌ و مهارت‌ آنان‌ واصلاح‌ و بهسازی‌ زیرساخت‌های‌ سازمانی‌ مدرسه‌ از جمله‌ عوامل‌ و نكات‌ مهمی‌هستند كه‌ باید در شروع‌ TQM به‌آن‌ پرداخت‌  
 مدرسه‌ای‌ كه‌ از مدیریت‌ كیفیت‌ جامع‌ برخوردار است‌ به‌دانش‌آموزان‌، معلمان‌ وبرآورده‌ شدن‌ نیازها و خواسته‌های‌ آنان‌ توجه‌ ویژه‌ای‌ دارد. بنابراین‌ در مقابل‌نیازهای‌ آنان‌ قادر است‌ از خود واكنشی‌ سریع‌ نشان‌ بدهد و می‌تواند منابع‌ محدودخود را بر روی‌ فعالیت‌هایی‌ متمركز كند كه‌ به‌رضایت‌ ایشان‌ منتهی‌ می‌شود  برای‌ تغییر و ارتقای‌ كیفیت‌ مدرسه‌، مدیر باید بداند كه‌ عاملی‌ كلیدی‌ در سطح‌مدرسه‌ به‌شمار می‌آید  
مدارس‌ ما نیازمند مدیران‌ دانش‌ و رهبران‌ اثربخش‌ و تحول‌ آفرین‌ در سازمان‌های‌یادگیر هستند. مدیرانی‌ كه‌ فرآیندمدار و آینده‌گرا باشند. مدیران‌ فرایندمدار، مدیرانی‌هستند كه‌ روش‌های‌ گردآوری‌ منابع‌ مالی‌، انسانی‌ و دانش‌ مورد نیاز برای‌ نوآوری‌ دربرنامه‌ی‌ درسی‌ اثربخش‌ را به‌خوبی‌ بشناسند. یعنی‌ به‌جای‌ تمركز در ورودی‌های‌سیستم‌ مدرسه‌، به‌فرایند توجه‌ شود و دیدگاه‌های‌ آینده‌ را بررسی‌ كرده‌ و راه‌هایی‌برای‌ تغییر پیش‌نهاد كنند  مدیران‌ مدارس‌ هرگاه‌ آموزش‌ لازم‌ را در جهت‌ مدیریت‌ فرآیندمدار و بهبود كیفیت‌فرا گرفته‌ و باور كنند كه‌ هدف‌ از كار ایشان‌، رضایت‌ دانش‌آموزان‌ است‌، خود در راه‌ایجاد تغییر پیشقدم‌ می‌شوند. ایشان‌ درمی‌یابند لازمه‌ی‌ فعالیت‌ در جهت‌ بهبود،انجام‌ یك‌ سری‌ اقدامات‌ اساسی‌ است‌ كه‌ لزوما اعمالی‌ سخت‌ و طاقت‌فرسا نیستندبلكه‌ چون‌ این‌ اقدامات‌ بر پایه‌ی‌ برنامه‌ریزی‌، مشاركت‌ عمومی‌، ایجاد توافق‌ عمومی‌به‌همراه‌ ساده‌ كردن‌ امور پیچیده‌ و به‌كار بستن‌ تجربه‌ها برای‌ جلوگیری‌ از خطاهای‌مجدد می‌باشند، باعث‌ افزایش‌ رضایت‌ شغلی‌ و در نهایت‌ باعث‌ آسان‌ترشدن‌ و مدون‌گردیدن‌ مدیریت‌ خواهند شد. ایشان‌ با استفاده‌ از ابزارهای‌ كیفیت‌، مجموعه‌ی‌ علل‌ را مشخص‌ كرده‌ و ضمن‌اینكه‌ سعی‌ نمی‌كنند مشكلات‌ را مخفی‌ كنند، در جهت‌ حل‌ عیوب‌ گام‌ بر می‌دارندبرای‌ حل‌ مشكلات‌ یا خطاها همیشه‌ از آزمون‌ خطا استفاده‌ می‌كنند. آنان‌ از چرخه‌ی‌بهبود كیفیت‌ استفاده‌ می‌كنند تا دوباره‌كاری‌ها كم‌ شود و خطاها در مراحل‌ بعدی‌تكرار نشوند.
مدیران‌ با استفاده‌ از این‌ نكات‌ كلیدی‌، بر فرایندها مدیریت‌ می‌كنند و به‌این‌ وسیله‌باعث‌ افزایش‌ كمیت‌ یا كیفیت‌ خروجی‌های‌ سیستم‌ نسبت‌ به‌ورودی‌های‌ آن‌ می‌شوندو در نهایت‌ باعث‌ فرستادن‌ دانش‌آموختگانی‌ با علم‌ و اخلاق‌ بالا به‌جامعه‌ خواهندشد.
حال می توان گفت که مدیریت کیفیت جامع یک نظریه نیست بلکه یک حرکت ونهضت همگانی است، یک راه صحیح   کار است که همه افراد بایددر این نهضت مشارکت کنند در واقع مدیریت کیفیت جامع ، روش مدیریت گروهی انجام دادن کار برای بهبود مداوم کیفیت وبهره وری قابلیت ها واستعداد های مدیریت ونیروی انسانی کار است
 


طبقه بندی: آموزش و پرورش،

تاریخ : پنجشنبه 29 آبان 1393 | 04:13 ب.ظ | نویسنده : حسین | نظرات