تبلیغات
(¯`''•.* نسیم اندیشه *.•''´¯) - مطالب حکایات قند پهلو

امسال ابتدای تابستون یه پیشنهاد داشتم برایمدیریت یك مدرسه غیر انتفاعی كه خوب خداییش خوب بود
اما متاسفانه چون مدرسه مورد نظر در یك ناحیه دیگر بود مسئولین اداره با رفتنم موافقت نكردند
در انتهای تابستان هم یك پست كارشناسی در یكی از نواحی دیگه به من پیشنهاد شد
 كه به خاطر جو خوب اون قسمت تصمیم گرفتم برم اونجا و این بار هم مسئولین ادارمون
 با درخواست رسمی رئیس ناحیه مورد نظر مخالفت كردند .
با یكی از دوستان صحبت می كردم  گفت به داستان طوطی و بازرگان توجه نداشتی وگرنه
رفتنت درست شده بود
حكایت ناحیه ما حكایت همون داستانه
...

حالا رفتم تو نخ اون طوطی ؟!

چرا باید اینطوری باشه؟



ادامه مطلب

طبقه بندی: حکایات قند پهلو، شعر و ادب، لوح دل،

تاریخ : شنبه 19 مهر 1393 | 02:10 ب.ظ | نویسنده : حسین | نظرات


بهترین خبر
روزی روبرت دوونسنزو گلف باز بزرگ آرژانتینی، پس از بردن مسابقه و دریافت چک قهرمانی لبخند بر لب مقابل دوربین خبرنگاران وارد رختکن می شود تا
آماده رفتن شود.
پس از ساعتی، او داخل پارکینگ تک وتنها به طرف ماشین میرفت که زنی به وی نزدیک می شود. زن پیروزیش را تبریک میگوید وسپس عاجزانه می افزاید که پسرش به خاطر ابتلا به بیماری سخت مشرف به مرگ است و او قادر به پرداخت حق ویزیت دکتر و هزینه بالای بیمارستان نیست.
دو ونسنزو تحت تاثیر حرفهای زن قرار گرفت و چک مسابقه را امضا نمود و در حالی که ان را در دست زن می قشرد گفت: برای فرزندتان سلامتی و روزهای خوشی آرزو می کنم.
یک هفته پس از این واقعه دوونسنزو در یک باشگاه روستایی مشغول صرف ناهار بود که یکی از مدیران عالی رتبه انجمن گلف بازان به میز او نزدیک می شود و می گوید: هفته گذشته چند نفر از بچه های مسئول پارکینگ به من اطلاع دادند که شما در آنجا پس از بردن مسابقه با زنی صحبت کرده اید. می خواستم به اطلاعتان برسانم که آن زن یک کلاه بردار است. او نه تنها بچه مریض و مشرف به مرگ ندارد ،بلکه ازدواج هم نکرده. او شما را فریب داده دوست عزیز.
دو ونسنزو می پرسد : منظورتان این است که مریضی یا مرگ هیچ بچه ای در میان نبوده است؟
- بله کاملا همین طور است.
دو ونسنزو می گوید : در این هفته، این بهترین خبری است که شنیدم.


طبقه بندی: حکایات قند پهلو، عکس و مکث ؟ !، لوح دل،

تاریخ : جمعه 2 خرداد 1393 | 09:30 ب.ظ | نویسنده : حسین | نظرات
تاریخ : سه شنبه 26 فروردین 1393 | 12:43 ق.ظ | نویسنده : حسین | نظرات


امروز پس از تلاش فراوان موفق به اخذ مدرك دریافت سبد كالا شدم


دفعات قبل با دیدن صف طویل روبروی فروشگاه فرهنگیان
جرات چنین كاری رو نداشتم تا اینكه امروز با تماس تلفنی یكی از دوستان
مطلع شدم فروشگاه جهاد كشاورزی نزدیك پارك علوی هم
 اقدام به توزیع سبد كالای مبارك نموده اند
سریع با در دست داشتن كارت ملی و كارت یارانه خود را به آن جا رسانده و
در صف 20 نفره قرار گرفتم چون اكثر افراد كنار من از روحانیون محترم بودند
و از این جهت  صف تشكیل شده  شامل قشر فرهنگی جامعه بود
در گرفتن سبد كالا مسر شدم
پس از ساعتی نوبت من و نفر جلویی كه از روحانیون بسیار محترم و با شخصیت بود شد
وقتی نفر جلویی اقلام را تحویل گرفت . مرغ های تاریخ مصرف گذشته به تاریخ
1392/1/10 را كه بیشتر از 4 كیلوی مورد نظر كشیده و از ایشان 10هزار تومان ما به التفاوت
 وزن مرغ آن هم به قیمت مرغ تازه  راطلب نمودند
كه این بنده خدا خواستار تغییر مرغ ها به اندازه ی همان 4 كیلو شد
اما پاسخی كه شنید این بود: همینه كه هست نمی خوای برو به  آقای روحانی  شكایت كن
اون بنده خدا هم گرفت و پول رو داد و رفت .

نوبت من كه شد تا گفت هشت هزار تومان سریع دو دستی تقدیم كردم
متاسفانه كلاه نداشتم وگرنه احترام نظامی هم میگذاشتم
(وقتی با اون بابا ، با لباس روحانیت اونجوری برخورد كردند ما دیگه ماست ها رو كیسه كردیم)

راستش از اون موقع تا حالا به خودم می گم :
چطور در آموزش و پرورش موقع ثبت نام حق گرفتن كمك های داوطلبانه  مردمی هم نداریم و باید شماره تلفن
و آدرس بازرسی جهت شكایت در محل ثبت نام قرار داده شده باشه ولی
جاهای دیگه بازرسی سالهاست كه به كشك بیشتر می ماند

مثل مغازه ها هر كی هر جور دلش خواست نرخ می زنه
مخصوصا پوشاك
شایدهم هلوكاشت ببخشید كاشت هلو مهمتر بوده

به قول قدیمیا :
به نازم این خدا رو یك بوم و دو ( البیته این جا چند ) هوا رو


در ادامه كاریكاتورهای سبد كالا رو قرار دادم


ادامه مطلب

طبقه بندی: حکایات قند پهلو، عکس و مکث ؟ !، مناسبت ها،

تاریخ : شنبه 26 بهمن 1392 | 11:51 ق.ظ | نویسنده : حسین | نظرات

۵دقیقه تیتراژآغازی

۴دقیقه یادآوری

۱۰دقیقه نامینو. زرماكارون . چی توز موتوری. و....

۵دقیقه تیتراژپایانی

اون وسطه هم ۱۰دقیقه خودسریال آوای باران

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ما كه تبلیغات و فیلم و خلاصه رو قاطی پاطی كردیم نفهمیدیم چی شد

ولی فكر كنم آخرش شكیب به امید برنده شدندر بلیط بخت آزمایی برنج و چای محسن و آوازه زندگیش رو باخت؟

نادر هم كه یه حساب پس انداز قلك انصار فتیله ای باز كرد؟!

طاها هم كه یه تنتاك خریدو مشكلاتش حل شد؟!

كیانوش هم موتور چی توز موتوری رو كف رفت و این شكلی شد/!

باران هم كه نامی نو؟!



!!!!!!!!!!!!!!!!!


البته خیلی هم بد نبود

فكر كنم حال و هوای بچه ها هم موقع تماشای

فتیله ،جمعه به جمعه وعمو پورنگ ،

شبیه ماست

راستی عموزرغامی حواست هست

نكنه((؟)) چنگال جلو بشقاب كم بیاره؟!


با عرض پوزش به دلیل عدم دریافت سیگنال

كلمه(( آنتن)) جا افتاده است اصلاح بفرمایید


!!!!!!!!!!!!!!!!!

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




طبقه بندی: حکایات قند پهلو، عکس و مکث ؟ !،

تاریخ : سه شنبه 8 بهمن 1392 | 11:41 ب.ظ | نویسنده : حسین | نظرات
داستان کشاورز و الاغش



باید از مشکلات سکویی ساخت برای رسیدن به موفقیت.



ادامه مطلب

طبقه بندی: حکایات قند پهلو، شعر و ادب، روانشناسی،

تاریخ : یکشنبه 8 دی 1392 | 01:24 ق.ظ | نویسنده : حسین | نظرات

   


لطفاً

برای دسترسی بهتر به مطالب از موضوعات و آرشیو وبلاگ استفاده نمایید



جهت پاسخگویی به سوالات  دوستان  گرامی و همچنین دانش آموزان عزیزم
امكان پشتیبانی آنلاین فراهم شده است در صورت آنلاین بودن اینجانب
و مشخص بودن تصویرآبی در قسمت پشتیبانی آنلاین ( روبروی تصویر بنده ) با كلیك بر روی آن
در خدمتتان   خواهم بود ( درصورت قرمز بودن تصویر آفلاین می باشم لطفا بعدا مراجعه نمایید)











طبقه بندی: روزنامه، دانش افزایی همکاران، سلام دوستان، حکایات قند پهلو، عکس و مکث ؟ !، وبلاگ نویسی و اینترنت، شعر و ادب، اخبار، روانشناسی، زنگ ورزش، ایستگاه هنر، بازی های آموزشی، رایانه، تصاویر، آموزش و پرورش، لوح دل، آموزشی،

تاریخ : چهارشنبه 20 آذر 1392 | 04:35 ب.ظ | نویسنده : حسین | نظرات
جهت پاسخگویی به سوالات برخی دوستان  گرامی و همچنین دانش آموزان عزیزم
امكان پشتیبانی آنلاین فراهم شده است در صورت آنلاین بودن اینجانب
و مشخص بودن تصویر زیر با كلیك بر روی آن از منوی گفتگوی آنلاین
در خدمتتان   خواهم بود







طبقه بندی: رایانه، آموزشی، روزنامه، دانش افزایی همکاران، سلام دوستان، کتاب الکترونیکی، علمی، سلامت و پزشکی، حکایات قند پهلو، عکس و مکث ؟ !، وبلاگ نویسی و اینترنت، شعر و ادب، اخبار، دانستنی ها، زنگ ورزش، روانشناسی، ایستگاه هنر، بازی های آموزشی، تیزهوشان، خنده بازار و سرگرمی، تصاویر، نمونه سوالات پایه هفتم، آموزش و پرورش، مناسبت ها، لوح دل، تبادل تجربه همکاران،

تاریخ : چهارشنبه 20 آذر 1392 | 04:24 ب.ظ | نویسنده : حسین | نظرات





آقای روحانی قفل های تورم  هم یكی دوتا نیست هم كلید شكنه ، بعضی كلیدارو هم قفل می كنه  حاجی اون فرز رو بردار بیا






ظریف جان بی خیال فیس بوك شو پشت سرت حرف در میارندا گفته باشم


بیا همین بلاگفا و میهن بلاگ خودمون وبلاگ بزن داداش برات كامنتم میزاریم حال كن نخواستی رز بلاگ وبلاگ بساز بوی تحریم هم می ده

البته به جای آمریكا از طرف بلاگفا





حاجی  فاضلاب نساختند واسه مسكن مهرا كه نساختند بی خیال یه دونه از این جوب آبای محله های ما براشون بساز و خلاص





طبقه بندی: حکایات قند پهلو، عکس و مکث ؟ !، خنده بازار و سرگرمی،

تاریخ : شنبه 4 آبان 1392 | 09:21 ب.ظ | نویسنده : حسین | نظرات
داستان  یک مشت نمک




ادامه مطلب

طبقه بندی: حکایات قند پهلو،

تاریخ : دوشنبه 29 مهر 1392 | 09:46 ب.ظ | نویسنده : حسین | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2